تبليغاتX
نوشته های یک دانشجوی بسیجی
 

یک کامنت داشتم به این شرح !

سلام هموطن ایرانی. سایت یاهو که آدرس ایمیل من و شما در آن قرار دارد و روزانه با مسنجرش چت می‌کنیم، نام کشور من و تو را از لیست کشورهایش در صفحه‌ی ثبت نام حذف کرده. اگر غیرت و عرق ملی‌ات اجازه نمی‌دهد این ننگ را بپذیری، با لینک دادن به صفحه‌ی http://helloyahoo.net از طریق کلیدواژه‌ی Yahoo mail به بمب درحال پیشرفت علیه یاهو کمک کنید تا کوچکترین وظیفه‌ی ما به کشورمان ادا شده باشد... متشکرم

س.م.م.ط : قاعدتا راه دیگری نیست والا دچار بی غیرتی و ننگ ملی می شوی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 11:26  توسط سید محمد  | 

گاوهای سیاسی

سوسیالیسم:دو گاو دارید، یکی را نگه می دارید،دیگری را به همسایه می دهید.

کمونیسم:دو گاو دارید.دولت هر دوی آنها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش سهیم کند.

فاشیسم: دو گاو دارید،شیر را به دولت می دهید و دولت آن را به شما میفروشد.

کاپیتالسیم: دو گاو دارید، هر دوی آنها را می دوشید،شیر ها را بر روی زمین می ریزید تا قیمت ها همچنان بالا بماند.

نازیسم: دو گاو دارید،دولت به سوی شما تیر اندازی می کند و هر دو گاو را می گیرد.

آنارشیسم: دو گاو دارید،گاوها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند.

سادیسم: دو گاو دارید، به هر دوی آنها تیر اندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیر ها می اندازید.

آپارتایدیسم: دو گاو دارید،شیر گاو سیاه را به سفید می دهید و لی گاو سفید را نمی دوشید.

دولت مرفه ایسم: دو گاو دارید،آنها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید تا بنوشند.

سازمان ملیسم: دو گاو دارید،فرانسه شما را از دوشیده آنها با حق وتو منع می کند آمریکا و انگلیس گاو ها را با حق وتو از شیر دادن به شما منع می کنند.

ایده آلیسم: دو گاو دارید،ازدواج می کنید،همسر شما آنها را می دوشد.

رئالیسم: دو گاو دارید،ازدواج می کنید،اما هنوز هم خودتان آنها را می دوشید.

متجریسم: دو گاو دارید،زشت است شیر گاو ماده را بدوشید.

فمینیسم: دو گاو دارید، حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید.

پلورالیسم: دو گاو نر وماده دارید از هر گاوی شیر بدوشید فرقی ندارد.

لیبرالیسم: دو گاو دارید،آنها را نمی دوشید چون آزادی شان محدود می شود.

سکولاریسم: دو گاو دارید،شیر هم دارید،پس به خدا نیازی ندارید.

اسم این یکی را خودتان بگذارید(ایسم آخر یادتان نرود) : دو گاو دارید،آنها با هم دست به یکی می کنند و شما را می دوشند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 15:44  توسط سید محمد  | 

 من گفتم..پس...او هم گفت. 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم 
گفتی:
فانی قریب
    
.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم not worthy
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
    
 .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
    
 .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی batting eyelashes
گفتی:
و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
   
  .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟   rolling eyes  
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
    
.:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم sigh
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
    
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟  worried
گفتی:
ان الله یغفر الذنوب جمیعا
    
 .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟ praying
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
    
 .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم!  ...  توبه می‌كنمlove struck big hug
گفتی:
ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
    
 .:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك  big hug    love struck
گفتی:
الیس الله بكاف عبده
    
.:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟ daydreaming - New!
گفتی:

یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشته‌هاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 16:55  توسط سید محمد  | 

خاتمی، ننگی که پاک نمیشود!

آقای تاج زاده، آشوب طلب یا به اصطلاح اصلاح طلب سابق، حرف که نه، چیزهایی نطق کردند که انگار یادشون رفته قرصهاشون رو باید نشسته میل بفرمایند….به عنوان یک نسل سومی، از اینکه آقای خاتمی رییس جمهور من بوده(زورکی!) شدیدأ متاسفم، هم برای خودم و هم برای دیگران….
از وقتی که بنام آزادی کردن تو پاچه ی این ملت و شروع کردن به براندازی نرم،
تا چند وقت پیش که فیلم پورنوشون پخش شد….
شاید احمدی نژاد بلد نباشه حرف بزنه، اما حداقل تونسته از حق ملت(انرژی هسته ای سابق) دفاع کنه….
صد تا تهدید و قطعنامه قبول کرده…. ولی نذاشت یک دقیقه هم تحقیقات و مراکز مربوط غیر فعال بشن….
زمانی که آقای خاتمی حرف از آزادی و گفتمان میزد؛ حرف خودش که نبود،(بلد نبود!) تریبون موسسه سورس و… بود؛
که بعدأ نتایجی همچون مهاجرانی و.. داشت که با چندین زوجه محترمه هوتوتو شدن به انگلیس…..(هاله و.. محاله دستاورد اصلاح طلبا باشه……….)
اگر چه تیپ احمدی نژاد به ریاست جمهوری نمیخوره…. قرار هم نیست بخوره،
ولی هر چی هست، یک تار موش می ارزه به صدتا خاتمی که لباس روحانیت رو به {….} کشیده هیچ، زیر پوست اون هر غلطی که خواستین انجام دادین(مثلأ اصلاح طلبی کردین… جون عمتون!)….
کشور رو متهم کردین به عقب افتادگی در زمینه اقتصاد………..
فکر کنم الان احمدی نژاد داره تاوان ریخت و پاشهای شما رو پس میده….
در کجای دنیا سفرهای خارجی بی مورد، هواپیمای ۶۰ میلیاردی و….؛ برای ملت اقتصاد میشه….
ضررهایی که شما به نام  اصلاح طلبی به این کشور زدین، توی بیست سال جنگ هم اتفاق نمی افتاد…..
خدا رو شکر که حداقل بعد از هشت سال حکومت شما، احمدی نژاد اومد، و الا بر می گشتیم به عصر حجر…
به سیاستهای دولت نهم تکه انداختی….
همه ی سیاستهای دولت نهم کشک، اما؛ اگه شما بودین، اجازه میدادن به حیاط خلوت آمریکا وارد بشین؟(آمریکای جنوبی سابق!)…. مسئله هسته ای در زمان شما به فراموشی سپرده نشد، باید گاو و گوسفندی قربانی کرد!!….
متاسفانه هنوز تو توهمات اضافی گیر کردین و حرف وزیر ارشاد رو وارونه میفهمین…
در کل؛ با این تخریب چهره و.. به جایی نمیرسین، یک زمانی هاشمی رو به لجن کشوندین و همین بلا رو سر خاتمی آوردین، حالا هاشمی شده گلzسرسبد و باقی قضایا؛ مشکل از جای دیگه است، جوش نزنید؛
همه حرفهاتون رو میشه درک کرد، آدم به قزوین بره، مخصوصأ پیش آشوب طلبها؛
سالم حرف بزنه؟!!!
و ضمنأ؛ اینجا جاش نیست بیش از این حرف زد، چون مسئله شدیدأ عمیق،
هر چی در مورد گندکاریهای دولت سابق گفته بشه، کمه…. یک شاهنامه میشه ازش درآورد؛
آشوبنامه؛ (مجموعه گندکاریها، بدبختیها، بیچارگیها و…. دولت سابق!)
(انگار بچه هاشمی هم توهمات اضافی کرده، {…..}؛ از اینها که مربوط میشه به پدر و خاندان هاشمی!)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 14:49  توسط سید محمد  | 

 خدایا تو را شکر می کنم که مرا با درد آشنا کردی تا درد دردمندان را لمس کنم

و به ارزش کیمیایی درد پی ببرم و ناخالصیهای وجودم را زیر کوه غم و درد بکوبم

وهنگام راه رفتن  بر روی زمین و نفس کشیدن وجدانم آسوده وخاطرم آرام باشد تا

به وجود خود پی ببرم و موجودیت وجود خود را احساس کنم و او را به حرکت وا دارم.   

خدایا تو راشکر میکنم که باران تهمت ودروغ و ناسزا را علیه من سرازیر کردی  تا در  

میان توفانهای وحشتناک ظلم وجهل وتهمت غوطه ور شوم وناله ی حق طلبانه ی  من در

برابر غرش تندرهای دشمنان و بد خواهان  محو و نابود گردد ودر دامان عمیق وپر شکوه

درد سر به گریبان فطرت خود  فرو برم و درد ورنج علی(ع) را تا اعماق روحم احساس کنم.

                                                              شهید چمران                 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 13:32  توسط سید محمد  | 

 

ای خدای بزرگ تو را شکر می کنم که مرا بنده حق کردی وسوسه  

مصلحت رااز دلم پاک نمودی ودر گرداب ناملایمات ومشکلات به راه

راست هدایتم کردی ودر این امتحان سخت مرا سر بلند و روی سفید

کردی واز سنگلاخ سر درگم محاسبات مصلحت طلبی نجاتم دادی ودلم

را به نور عشق وایمان روشن کردی وحیات ومماتم راباحق عجین

نمودی . زیرا ارزش من در این بود که در چنین شرایط سختی از حق

دفاع کنم وهمه وجود خود را در این راه فدا نمایم. چون اگر می

خواستم بر مبنای تجارت ومصلحت عمل کنم با دیگران تفاوتی

نداشتم.

                                                                                                              شهید چمران

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 22:51  توسط سید محمد  | 

جنبش اول  که قلم بر گرفت          حرف نخستین ز سخن در گرفت

 

پرده ی خلوت  چو بر انداختند         جلوت اول به سخن ساختند

 

 

سخن از یگانه رشته ی اتصال ما زمینیان باآسمان و آسمانیان

 

است. سخن از درخشان ترین ستاره ی جمع امامان  زیباترین

 

عالمیان در این عصر وزمان وطاووس محفل بهشتیان است . سخن

 

از واپسین ابر مرد آسمانی  وفرجامین ذخیره ی الهی  ان امام یگانه

 

 میراث دار خون جاودانه  وصاحب انتقامی قاطعانه است.سخن از

 

آذرخش قهر الهی  از آسمان خشم کبریایی  میراث دار دعوت نبوی

 

صولت حیدری عصمت فاطمی حلم حسنی شجاعت حسینی عبادت

 

سجادی علوم باقری  آثار جعفری  اسرار کاظمی  حجت های

 

رضوی  جود تقوی  طهارت نقوی هیبت عسکری  وصاحب غیبت الهی  مولانا صاحب العصر والزمان ارواحنا فداه  است.

 

 

یا ابا صالح المهدی ادرکنی 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 18:6  توسط سید محمد  | 

بسم الله

سلام خوبید ؟ من اومدم!!! منتظر مطلبای من باشید !

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 22:17  توسط سید محمد  |